تبلیغات
وبه طرفداران لینگ شیایو - قسمت دوم داستان عشق شیایو وجین
قسمت دوم داستان عشق شیایو وجین
جین تو باشگاهشه وداره به طرف برچسب خشکشویی شیایو تیرپرت میکنه ولی میاد سراغش وبهش میگه دوست عزیزم چطوری جین میگهخ ولم کن حوصله ندارم بعدش لی میگه کاره همیشگی را بکن بعد جین بهش میگه آفرین همینه .

شیایو میاد دبیرستان میاد سرکمودش  با کارت قرمز f4روربرو میشه و همه بچه ها میگن وای شیایو کارت قرمز گرفته شیایو میگه مگه اینجا زمین فوتباله وکارتو زیرپاش له میکنه ومیره توکلاس میبینه میزش نیست ویک کتابش روی زمین افتاده میره جلو کتابشو ببرداره که کتابه همینجور که شیایو میره دنبالش کشیده میشه جلو  همینجوری که میره میبینه میزشو که کثیف شده شیایو تا میاد بگه کدوم آدم ..... یک تخم مرغ میخوره تو سرش وهمینجور چندتا دیگه بهش میزنن شیایو میگه همین بود بازم بزنید که یک پسراز بالا یک سطل آرد گندم میریزه روی سرش وشیایو  سرتاپاهیکلش سفید میشه این صحنه را جین داره میبینه تو باشگاهش توتلوزیون وبه دوستاش میگه الان اون میاد معزرت خواهی   یکم صبرمیکنه وبعد ومیگه با این سرو وضع نمیتونه بیاد وبازم صبرمیکنه شیایو نمیاد بعدلی لی داره شیایو را نگاه میکنه نمیره جلو  کمکش شیایو متوجه میشه ومیره بالکن وجیغ میزنه میگه اینا چی فکر کردن آرد مثل طلاءمیمونه اینا چرا اسراف میکنن وفریاد میزنه که دوباره شین کامیا میاد میگهه بازم تویی انقدرجیغو داد کردی نتونستم بخوابم میگه وای چه شکلی شدی وازش میپرسه کیکو چجوری درست میکنن شیایو بهش میگه چجوری درست میکنن شین کامیا دستمالشو میاره بیرون وصورت ولباسای شیایو را تمیزمیکنه بعد دستماللو میده به شیایو میگه ماله خودت شیایو میگه پسش میده کامیا گفت من دیگه اینجا نمیام بعد شیایو میره تو یک اتاق ومیبینه که لی لی یک لباس تمیز براش گزاشته ویک عروسک که با صدای لی لی میگه شیایو موفق باشی  شیایو یک لبخند میزنه ومیره  شیایوتوخونشون داره آب میخوره برادرش میگه خواهر یکی از دخترای دبیرستان شما همزمان باچندتا پسرقرارمیزاره شیایو وپدرومادرش میان ببینن چی شده وفردا صبح شیایو میره دبیرستان همه بهش نگاه میکنن ولبخند میزنند شیایو میره کلاس ومیبینه روی تخت نوشتن شیایو نامرد باچندتاپسردوستی دختره بیخود شیایو عصبانی میشه وتختو پاک میکنه اون سه تا دختر بدجنس میان گوشیشونو نشون میدن ومیگن اینو  میخواهی چکارکنی شیایو میره سرمیزش میبینه لباساش ودستمال وحولش کثیفه وبودار دخترا عطرشونو میپاشن روی حوله ی شیایو شیایو عصبانی میشه حولشو برمیداره ومیگه دیگه نمیتونم تحمل کنم اون دخترا میگن مثلا میخواهی چکارکنی  شیایو میره بیرون.  جین دوباره میخنده ودوستاش میگن باز چکارکردی جین میگه این دفعه کاری کردم خودش بیاد معزرت خواهی کامیا میگه باز دوباره چکار کردی میخواهی چکارکنی   جین میگه به تومربوط نیست میخواهی نجاتش بدی تو ناجی هستی ؟ شیایو میاد طرفه جین وجین میگه اسمشو آوردیم مثل جن ظاهر شد دوستاش میگن کی ؟شیایو را میبیننن عصبانی کامیا بهش نگاه میکنه  جین میگه اگه برای معزرت خواهی امدی دیرامدی  میگه تو شهرشما اینجوری معزرت خواهی میکنن شیایو میگه یعنی توشهر شما یک قربانی ازیک متهم معزرت خواهی میکنه وحوله ی کثیفو میزنه تو صورته جین دوستاش متعجب نگاه میکنن ولبخند میزنن جین حوله را پرت میکنه اون ور وازجاش بلند میشه به شیایو میگه چی گفتی متهم ؟ ومیره طرف شیایو شیایو گارد میگیره دوستای جین میبینن شیایو میخواد چکارکنه  جین بهش میگه داری چکارمیکنی  به طرفش میره شیایو عقب عقبی میره ومیگه دیگه نمیتونم تحمل کنم تحمل حدی داره من قبلم بهت اخطارکردم  بهت گفتم بعدش فریاد میزنه ومیپره تو هموا یک لگد گردشی به جینن میزنه وجین پرت میشه زمین دوستاش تعجب میکنن جین به خودش میاد  وشیایو را میبینه که میاد طرفش و میگه منو دیدی با یک پسرباشم یا دستم تودسته پسری باشه چطورتونستی این شایعه مسخره را راجب من درست کنی بعد اون حوله کثیفو برمیداره ومیندازه روصورت جین دوستاش همینجوری میخندن  جین حوله را پرت میکنه وبه شیایو خیره شده شیایو میگه اگه یک باره دیگه به این کارات ادامه بدی میکشمت بعد اونجا را ترک میکنه دوستای جین همینجوری میخندن جین هم ساکت شده وچیزی نمیگه .

جین تو باشگاه خصوصیه خودش نشته ومیخنده ودوستاش  هوارانگ ولی  به هم دیگه میگن جین چش شده ویه نگاه به شین کامیا میکنن  ومیگن این هم  همینجوریه آرومه وغمگین وبعدش بهه جین میگن چرا هی میخندی اونم میگه بچه ها به نظرتون شیایو عاشقه من نشده دوستاش میگن چی  خیلی  به خودت مطمعنی بعد لی به هورانگ میگه شیایو شبیه یه نفره جین میگه کی بعد لی وهورانگ همزمان میگن شبیه جون جین میگه چی برای چی اون دختره دهاتیو با خواهرمن یکی میکنید اونا میگن مثل همن بعد جین بهشون میگه ساکت شید بعدش دوباره میخنده  .فردا صبح شیایو میره دبیرستان همش خودشو ازهمه مخفی میکنه بخاطره کاری که کردهه بود چندنفر میان میگن با ما بیایید شیایو میگهه من الان کاردارم وفرارمیکننه اون مردا دنبالش میان تا اینکه شیایو را میبرن تو ماشن وشیایو همشونومیزنه ولی اونا بیهوشش میکنن شیایو روی تختی خوابیده بود وبلند میشه میبینه چندتا ززن داره موهاشو درست میکنن ولباسای جورواجورتنش میکنن خدمتکاره اونجا بهش میگه ارباب جوان هیچ وقت  هیچ دختریو نیاورده خونه ولی این اولین باره وشیایو را راهنمایی میکنه  که کجا بره شیایو ازپله ها پایین میاد پشمش به یک پسرجوان میخوره تو ذهنش میگه شین کامیا ولی اون پسربرمیگرده وکسی نبود جز جین شیایو میگه بازم تو جین میگه چیه نمیتونم توخونه خودم باشه شیایو میگه اینجا خونه توست ؟جین میاد طرفش وشیایو را میبره جلو آینه ومیگه ببین با پول میشه حتی جوجه اوردک زشتی مثل تو را به یک پرنده ماهی خارتبدیل کرد شیایو میگه منظورت قوعه .میگه برای چی منو آوردی اینجا جین میگه اگه قول بدی هرروز با من باشی ازاینا قشنگترمیپوشی شیایو میگه کی چی بشه  توقاطی کردی چیزی زدی وبعدش میگه این رسما ن آدم دزدیه  شیایو جواهراتشو درمیاره ومیخواد لباسشم دربیاره میبینه جین اونجاست وداد میزنه یونیفرمم کو ووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو.جین ناراحت وعصبانیه وفریاد میزنه این لباسه چیه اون مدل موهای مزخرف چی بود ومیگه همتون اخراجید .شیایو داره میره  یاد حرف جین  میوفته که گفت تو این دنیا همه چیو با پول میخرن شیایو میگه دل آدما را نمیشه با پول خرید .روز بعدش دبیرستان برای تعطیلات یک اوردو گزاشته بود شیایو پولشو نداشت بره برای همین با آلیسا به دریا میره برای ماهی گیری .جین ورفیقاش وبچه های مدرسه میخوان برن اروپا برای اوردو کامیا منتظره وهمینطور جین لی وهوارانگ میپرسن جین توهم منتظری  جین هیچی نمیگه (منتظره شیایو بود) تو فرودگاه کامیا منتظره که یک دفعه نینا میاد ودست تکون میده اون مدل بود طرفداراش میان پیشش وباهاش عکس میندازن  ومیاد پیشه کامیا وباهم میرن .توی هواپیما به جین زنگ میزنن که شیایو کجا رفته .شیایو وآلیسا خسته شدن وخوابیدن وباصدای کشتیه بزرگ بیدارمیشن جین ودارودستش میخندن بهش وشیایو میگه شما اینجا چکارمیکنید اینجا برای منه جین میگه ماداشتیم رد میشدیم  میگه نمیخواهی بامابیای به اون قایق اطمینان داری شیایو میگه من تا حالا خوش بود شما را که دیدم عصبانی شدم جین میگه باشه ومیره. شیایو وآلیسا دارن از  پله ها میرن بالا وچشمشون به اون ماشینه میخوره کامیا ونینا میان بیرون شیایو کامیارا با نینا میبینه ناراحت میشه داره میره که جین جلوش سبزمیشه وبهش میگه ازاینکه که منو اینجا دیدی خوشحال نشدی  شیایو میگه ازوقتی که تورا دیدم ناراحت وعصبانیم جین میگه ما یک مهمونی ترتیب دادیم توهم بیا جین میخواد بره که شیایو فریاد میزنه با اینکه نمیدونم چیه ولی نمیام هرگز  همون موقع کامیامیاد ومیگه مایک مهمونی برای اون شخص(نینا) ترتیب دادیم تو هم بیا شیایو میگه باشه حتما میام جین متعجب میشه .شیایو وآلیسابا یک ماشین میان  شیایو میگه مطمعنی لباسم خوبه آلیسا میگه آره.  جین دنباله شیایو میگرده همه دارن خوشو بش میکنن شیایو میاد بره داخل  سالن تادرباز میشه میبینه اونجای جای مناسبی براش نیست میخواد برگرده چشمش به جین میخوره ومجبور میشه بره تو میره میشینه کناره میزخودشو قایم میکنه وناراحته که امده یک همچنین جایی بعد اون سه دختره بدجنس میگه شیایو.شیایو میگه باززشمایین اونا میگن با این کته گرمت نمیشه میگه بخاطره اینکه خیس شدم سردمه اونا میگن شاید لباس خوبی نپوشیدی که خودتو قایم میکنی یا  شایدم میخواهی خودتو نشون بدی شیایو میگه پشته سرتونو ومیخواد فرارکنه که اون سه تا میخوان کتشو دربیارن که شیایو میوفته وغذاهامیریزه روش همه متوجه میشن وبهش میخندن  ومیگن دختر شگفت انگیز باز گل کاشته...جین عصبانی شده ومیخواد بره حال دخترا را بگیره  نینا وکامیا میرن طرف شیایو کامیاکتشو میندازه روی شونه شیایو نینا به اون سه دخترمیگه شماها سطح  هستید نه اون بعدبه کامیا میگه منتظره چی هستی ببرش اتاق من همه براشون دست میزنن جین هم آروم میشه .نینا یک لباس زیبا  میپوشونه به شیایو وبه سالن میرن وقتی این دونفروارد میشن همه ازتعجب دهنشون بازمیشه خصوصا جین وکامیا نینا شیایو را وسط سالن رها میکنه ومیره سمت کامیا وبهش میگه مردانه نیست چنین خانم زیبایی را تنها بزاری   کامیا را میفرسته سمت شیایو جین ناراحت میشه کامیا دستشو دراز میکنه سمت شیایو شیایو متعجب میشه جین هم نگران ........

ادامه دارد.

موضوعات: داستان تیکن ،
[ پنجشنبه 16 دی 1395 ] [ 02:18 ب.ظ ] [ Jill VALENTINE ] [ نظرات () ]
آخرین مطالب