تبلیغات
وبه طرفداران لینگ شیایو
بنروبم از طرف آنا جون
بنروبلاگم 






سلام سارا ولنتاین هستم مدیر وبلاگ با تبادل لینک وبنرولوگو موافقم

[ پنجشنبه 24 تیر 1395 ] [ 02:54 ق.ظ ] [ Jill VALENTINE ] [ نظرات () ]
لینگ شیایو نامزد جین

ادامه مطلب

موضوعات: لینگ شیایو ،
[ سه شنبه 16 خرداد 1396 ] [ 01:50 ق.ظ ] [ Jill VALENTINE ] [ نظرات () ]
مطلب رمز دار : قالب من
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.

[ سه شنبه 29 فروردین 1396 ] [ 01:05 ق.ظ ] [ Jill VALENTINE ] [ نظرات () ]
قسمت سوم داستان
کامیا دستشو طرف شیایو دراز میکنه جین وبقیه نگاه میکنن شیایو لبخندمیزنه دستشو میگیره طرف کامیا وکامیا دستشو میگره میرن وسط با هم برقصن جین ناراحت میشه وشیایو خوشحاله با خودش میگه شدم مثل آلیس درسرزمین عجایب وکامیا میگه کاش میشد پاشو ازپام برداره جین قهرمیکنه میره بیرون اونجا یک حشره میره تو تنش ومیترسه میوفته توآب همون موقع شیا یو میاد صداشو میشنوه ومیره نجاتش میده  یک نفرمیره تو سالن مهمونی ومیگه جین افتاده تو آب همه با سرعت میدون طرف استخر یک دختره  ازدوستاش میپرسه چرا شما انقدردستپاچه اید لی میگه چون جین تنها کاری که بلد نیست شنا کردنه وهمشون میرن سمت استخر ومیبینن شیایو داره به جین تنفس مصنوعی میده وهمه با تعجب نگاه میکنن شیا یو میخواد نفس سومو بده که جین چشماشو باز میکنه وشیایو میفهمه که همش الکی بود ومیزنه توصورته جین وبهش میگه تو یه حقه بازی عوضی ومیره وهمه به رفتنش نگاه میکنن وجین میخنده .صبح شده وشیایو تو آینه نگاه میکنه وناراحته که به جین تنفس داده ومسواک میزنه تایادش بره .وقتی میره دبیرستان میبینه که کامیاتنها نشسته تو باغ دبیرستان رونیمکت وشیایو میره میبینه دستش بریده ومیخواد دستشو ببنده کامیا نمیزاره شیا یو دستشو میگره ومیگه بعدازاینکه اینکارو کردم میرم اون سه دختربدجنس ازحسودی ازش فیلم میگیرن ومیرن پیش جین  جین رو قایق بادی تواستخر ومیگه خیلی وقته منتظرتم چرا حالا میای وبعد میبینه اون سه تان اون سه دختر فیلمو نشون جین میدن وجین ناراحت میشه ومیره بیرون یکی ازاون سه دختر میگن شیایو مثل ماره جین عصبانی میشه وگوشیشو میشکنه ومیگه یک بار دیگه حرف بزنی گردنتو میشکنم .شیایو میره تو باغ دنبال کامیا میگرده ومیبینه نیست برمیگرده بره که چشمش میخوره به جین .................

ادامه را خودتون برید سریال کره ای پسران برتراز گلو دانلود کنید ببینید

[ شنبه 23 بهمن 1395 ] [ 02:26 ب.ظ ] [ Jill VALENTINE ] [ نظرات () ]
ling xiaoyu

ادامه مطلب

موضوعات: لینگ شیایو ،
[ پنجشنبه 16 دی 1395 ] [ 05:26 ب.ظ ] [ Jill VALENTINE ] [ نظرات () ]
قسمت دوم داستان عشق شیایو وجین
جین تو باشگاهشه وداره به طرف برچسب خشکشویی شیایو تیرپرت میکنه ولی میاد سراغش وبهش میگه دوست عزیزم چطوری جین میگهخ ولم کن حوصله ندارم بعدش لی میگه کاره همیشگی را بکن بعد جین بهش میگه آفرین همینه .

شیایو میاد دبیرستان میاد سرکمودش  با کارت قرمز f4روربرو میشه و همه بچه ها میگن وای شیایو کارت قرمز گرفته شیایو میگه مگه اینجا زمین فوتباله وکارتو زیرپاش له میکنه ومیره توکلاس میبینه میزش نیست ویک کتابش روی زمین افتاده میره جلو کتابشو ببرداره که کتابه همینجور که شیایو میره دنبالش کشیده میشه جلو  همینجوری که میره میبینه میزشو که کثیف شده شیایو تا میاد بگه کدوم آدم ..... یک تخم مرغ میخوره تو سرش وهمینجور چندتا دیگه بهش میزنن شیایو میگه همین بود بازم بزنید که یک پسراز بالا یک سطل آرد گندم میریزه روی سرش وشیایو  سرتاپاهیکلش سفید میشه این صحنه را جین داره میبینه تو باشگاهش توتلوزیون وبه دوستاش میگه الان اون میاد معزرت خواهی   یکم صبرمیکنه وبعد ومیگه با این سرو وضع نمیتونه بیاد وبازم صبرمیکنه شیایو نمیاد بعدلی لی داره شیایو را نگاه میکنه نمیره جلو  کمکش شیایو متوجه میشه ومیره بالکن وجیغ میزنه میگه اینا چی فکر کردن آرد مثل طلاءمیمونه اینا چرا اسراف میکنن وفریاد میزنه که دوباره شین کامیا میاد میگهه بازم تویی انقدرجیغو داد کردی نتونستم بخوابم میگه وای چه شکلی شدی وازش میپرسه کیکو چجوری درست میکنن شیایو بهش میگه چجوری درست میکنن شین کامیا دستمالشو میاره بیرون وصورت ولباسای شیایو را تمیزمیکنه بعد دستماللو میده به شیایو میگه ماله خودت شیایو میگه پسش میده کامیا گفت من دیگه اینجا نمیام بعد شیایو میره تو یک اتاق ومیبینه که لی لی یک لباس تمیز براش گزاشته ویک عروسک که با صدای لی لی میگه شیایو موفق باشی  شیایو یک لبخند میزنه ومیره  شیایوتوخونشون داره آب میخوره برادرش میگه خواهر یکی از دخترای دبیرستان شما همزمان باچندتا پسرقرارمیزاره شیایو وپدرومادرش میان ببینن چی شده وفردا صبح شیایو میره دبیرستان همه بهش نگاه میکنن ولبخند میزنند شیایو میره کلاس ومیبینه روی تخت نوشتن شیایو نامرد باچندتاپسردوستی دختره بیخود شیایو عصبانی میشه وتختو پاک میکنه اون سه تا دختر بدجنس میان گوشیشونو نشون میدن ومیگن اینو  میخواهی چکارکنی شیایو میره سرمیزش میبینه لباساش ودستمال وحولش کثیفه وبودار دخترا عطرشونو میپاشن روی حوله ی شیایو شیایو عصبانی میشه حولشو برمیداره ومیگه دیگه نمیتونم تحمل کنم اون دخترا میگن مثلا میخواهی چکارکنی  شیایو میره بیرون.  جین دوباره میخنده ودوستاش میگن باز چکارکردی جین میگه این دفعه کاری کردم خودش بیاد معزرت خواهی کامیا میگه باز دوباره چکار کردی میخواهی چکارکنی   جین میگه به تومربوط نیست میخواهی نجاتش بدی تو ناجی هستی ؟ شیایو میاد طرفه جین وجین میگه اسمشو آوردیم مثل جن ظاهر شد دوستاش میگن کی ؟شیایو را میبیننن عصبانی کامیا بهش نگاه میکنه  جین میگه اگه برای معزرت خواهی امدی دیرامدی  میگه تو شهرشما اینجوری معزرت خواهی میکنن شیایو میگه یعنی توشهر شما یک قربانی ازیک متهم معزرت خواهی میکنه وحوله ی کثیفو میزنه تو صورته جین دوستاش متعجب نگاه میکنن ولبخند میزنن جین حوله را پرت میکنه اون ور وازجاش بلند میشه به شیایو میگه چی گفتی متهم ؟ ومیره طرف شیایو شیایو گارد میگیره دوستای جین میبینن شیایو میخواد چکارکنه  جین بهش میگه داری چکارمیکنی  به طرفش میره شیایو عقب عقبی میره ومیگه دیگه نمیتونم تحمل کنم تحمل حدی داره من قبلم بهت اخطارکردم  بهت گفتم بعدش فریاد میزنه ومیپره تو هموا یک لگد گردشی به جینن میزنه وجین پرت میشه زمین دوستاش تعجب میکنن جین به خودش میاد  وشیایو را میبینه که میاد طرفش و میگه منو دیدی با یک پسرباشم یا دستم تودسته پسری باشه چطورتونستی این شایعه مسخره را راجب من درست کنی بعد اون حوله کثیفو برمیداره ومیندازه روصورت جین دوستاش همینجوری میخندن  جین حوله را پرت میکنه وبه شیایو خیره شده شیایو میگه اگه یک باره دیگه به این کارات ادامه بدی میکشمت بعد اونجا را ترک میکنه دوستای جین همینجوری میخندن جین هم ساکت شده وچیزی نمیگه .

جین تو باشگاه خصوصیه خودش نشته ومیخنده ودوستاش  هوارانگ ولی  به هم دیگه میگن جین چش شده ویه نگاه به شین کامیا میکنن  ومیگن این هم  همینجوریه آرومه وغمگین وبعدش بهه جین میگن چرا هی میخندی اونم میگه بچه ها به نظرتون شیایو عاشقه من نشده دوستاش میگن چی  خیلی  به خودت مطمعنی بعد لی به هورانگ میگه شیایو شبیه یه نفره جین میگه کی بعد لی وهورانگ همزمان میگن شبیه جون جین میگه چی برای چی اون دختره دهاتیو با خواهرمن یکی میکنید اونا میگن مثل همن بعد جین بهشون میگه ساکت شید بعدش دوباره میخنده  .فردا صبح شیایو میره دبیرستان همش خودشو ازهمه مخفی میکنه بخاطره کاری که کردهه بود چندنفر میان میگن با ما بیایید شیایو میگهه من الان کاردارم وفرارمیکننه اون مردا دنبالش میان تا اینکه شیایو را میبرن تو ماشن وشیایو همشونومیزنه ولی اونا بیهوشش میکنن شیایو روی تختی خوابیده بود وبلند میشه میبینه چندتا ززن داره موهاشو درست میکنن ولباسای جورواجورتنش میکنن خدمتکاره اونجا بهش میگه ارباب جوان هیچ وقت  هیچ دختریو نیاورده خونه ولی این اولین باره وشیایو را راهنمایی میکنه  که کجا بره شیایو ازپله ها پایین میاد پشمش به یک پسرجوان میخوره تو ذهنش میگه شین کامیا ولی اون پسربرمیگرده وکسی نبود جز جین شیایو میگه بازم تو جین میگه چیه نمیتونم توخونه خودم باشه شیایو میگه اینجا خونه توست ؟جین میاد طرفش وشیایو را میبره جلو آینه ومیگه ببین با پول میشه حتی جوجه اوردک زشتی مثل تو را به یک پرنده ماهی خارتبدیل کرد شیایو میگه منظورت قوعه .میگه برای چی منو آوردی اینجا جین میگه اگه قول بدی هرروز با من باشی ازاینا قشنگترمیپوشی شیایو میگه کی چی بشه  توقاطی کردی چیزی زدی وبعدش میگه این رسما ن آدم دزدیه  شیایو جواهراتشو درمیاره ومیخواد لباسشم دربیاره میبینه جین اونجاست وداد میزنه یونیفرمم کو ووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو.جین ناراحت وعصبانیه وفریاد میزنه این لباسه چیه اون مدل موهای مزخرف چی بود ومیگه همتون اخراجید .شیایو داره میره  یاد حرف جین  میوفته که گفت تو این دنیا همه چیو با پول میخرن شیایو میگه دل آدما را نمیشه با پول خرید .روز بعدش دبیرستان برای تعطیلات یک اوردو گزاشته بود شیایو پولشو نداشت بره برای همین با آلیسا به دریا میره برای ماهی گیری .جین ورفیقاش وبچه های مدرسه میخوان برن اروپا برای اوردو کامیا منتظره وهمینطور جین لی وهوارانگ میپرسن جین توهم منتظری  جین هیچی نمیگه (منتظره شیایو بود) تو فرودگاه کامیا منتظره که یک دفعه نینا میاد ودست تکون میده اون مدل بود طرفداراش میان پیشش وباهاش عکس میندازن  ومیاد پیشه کامیا وباهم میرن .توی هواپیما به جین زنگ میزنن که شیایو کجا رفته .شیایو وآلیسا خسته شدن وخوابیدن وباصدای کشتیه بزرگ بیدارمیشن جین ودارودستش میخندن بهش وشیایو میگه شما اینجا چکارمیکنید اینجا برای منه جین میگه ماداشتیم رد میشدیم  میگه نمیخواهی بامابیای به اون قایق اطمینان داری شیایو میگه من تا حالا خوش بود شما را که دیدم عصبانی شدم جین میگه باشه ومیره. شیایو وآلیسا دارن از  پله ها میرن بالا وچشمشون به اون ماشینه میخوره کامیا ونینا میان بیرون شیایو کامیارا با نینا میبینه ناراحت میشه داره میره که جین جلوش سبزمیشه وبهش میگه ازاینکه که منو اینجا دیدی خوشحال نشدی  شیایو میگه ازوقتی که تورا دیدم ناراحت وعصبانیم جین میگه ما یک مهمونی ترتیب دادیم توهم بیا جین میخواد بره که شیایو فریاد میزنه با اینکه نمیدونم چیه ولی نمیام هرگز  همون موقع کامیامیاد ومیگه مایک مهمونی برای اون شخص(نینا) ترتیب دادیم تو هم بیا شیایو میگه باشه حتما میام جین متعجب میشه .شیایو وآلیسابا یک ماشین میان  شیایو میگه مطمعنی لباسم خوبه آلیسا میگه آره.  جین دنباله شیایو میگرده همه دارن خوشو بش میکنن شیایو میاد بره داخل  سالن تادرباز میشه میبینه اونجای جای مناسبی براش نیست میخواد برگرده چشمش به جین میخوره ومجبور میشه بره تو میره میشینه کناره میزخودشو قایم میکنه وناراحته که امده یک همچنین جایی بعد اون سه دختره بدجنس میگه شیایو.شیایو میگه باززشمایین اونا میگن با این کته گرمت نمیشه میگه بخاطره اینکه خیس شدم سردمه اونا میگن شاید لباس خوبی نپوشیدی که خودتو قایم میکنی یا  شایدم میخواهی خودتو نشون بدی شیایو میگه پشته سرتونو ومیخواد فرارکنه که اون سه تا میخوان کتشو دربیارن که شیایو میوفته وغذاهامیریزه روش همه متوجه میشن وبهش میخندن  ومیگن دختر شگفت انگیز باز گل کاشته...جین عصبانی شده ومیخواد بره حال دخترا را بگیره  نینا وکامیا میرن طرف شیایو کامیاکتشو میندازه روی شونه شیایو نینا به اون سه دخترمیگه شماها سطح  هستید نه اون بعدبه کامیا میگه منتظره چی هستی ببرش اتاق من همه براشون دست میزنن جین هم آروم میشه .نینا یک لباس زیبا  میپوشونه به شیایو وبه سالن میرن وقتی این دونفروارد میشن همه ازتعجب دهنشون بازمیشه خصوصا جین وکامیا نینا شیایو را وسط سالن رها میکنه ومیره سمت کامیا وبهش میگه مردانه نیست چنین خانم زیبایی را تنها بزاری   کامیا را میفرسته سمت شیایو جین ناراحت میشه کامیا دستشو دراز میکنه سمت شیایو شیایو متعجب میشه جین هم نگران ........

ادامه دارد.

موضوعات: داستان تیکن ،
[ پنجشنبه 16 دی 1395 ] [ 02:18 ب.ظ ] [ Jill VALENTINE ] [ نظرات () ]
نظرسنجیه لینگ شیا یو وآسوکا کازاما

لینگ شیایو


آسوکا کازاما

کدومو دوست دارید؟

موضوعات: نظرسنجیه تیکن ،
[ یکشنبه 14 آذر 1395 ] [ 11:15 ب.ظ ] [ Jill VALENTINE ] [ نظرات () ]
نتایج نظرسنجی قبلی
-مشاهده نتیجه نظرسنجی
ازکدام شخصیت تیکن بیشترخوشتون میاد؟
یکم خرداد 95 ساعت 17:18:03
لینگ شیایو
44.78 درصد
(30 رای)
جین کازاما
16.42 درصد
(11 رای)
جون کازاما
2.99 درصد
(2 رای)
آسوکاکازاما
17.91 درصد
(12 رای)
لی هولانگ
0 درصد
(0 رای)
بروس لاو
2.99 درصد
(2 رای)
هواریونگ
8.96 درصد
(6 رای)
الیسا
2.99 درصد
(2 رای)
ادی گوردو
1.49 درصد
(1 رای)
کریستی مانترو
1.49 درصد
(1 رای)
شرکت کنندگان67 نفر

موضوعات: نظرسنجیه تیکن ،
[ دوشنبه 15 شهریور 1395 ] [ 07:00 ب.ظ ] [ Jill VALENTINE ] [ نظرات () ]
داستان عشق جین وشیایو برگرفته از عشق زیبای گوجون پیو وگوم جاندی


دریک روز آفتابی :دختری بود به اسم لینگ شیایو  که درغذاخوری کارمیکرد ودرخشکشویی پدرش هم 

کمک میکرد یک روز او لباس یک پسری که براش اماده کرده بود را میبره به دبیرستانش  شیایو 

بادوچرخه لباسه اون پسره را میبره براش تو دبیرستان واون باچیزای عجیبی دردبیرستان روبرو میشه 

ومتعجب میشه  بااون منو غذاش وزمینه ورزش وکلاسه درسش  خوب بگزریم شیایو دنبال اون 

پسره میگرده که لباسشو بهش  بده ومیبینه بچه ها همه میرن بالا پشتبام ومیبینن که اون پسره که 

شیایو میخواد بهش لباسشو بده میخواد خودکشی کنه  شیا یو وقتی میفهمه اونم میره بالا ومیبینه  

که اون پسره که سفارششو آورده  میخواد خودشو بندازه پایین شیایو میگه صبرکن من سفارشتو اوردم 

اونم میگه دیگه نمیخوامش چون دیگه  نمیخوام تو این دبیرستان که مثل جهنمه باشم شیایو پوس 

خند میزنه ومیگه جهنم!میگه تو این دبیرستان به این خوبی که خیلیها آرزو دارن بیان توش ودرس 


بخونن تو چرا گلگی میکنی اونم میگه تو چیزی درمورده گروهه f4 میدونی شیایو میگه f چی چی اونم 


میگه بیخیال بعدش خودشو میندازه پایین که شیایو میاد جلو ومیگیرش ونجاتش میده . خوب خبرها 

همه  جا توسایت واخباروتواینترنت پخش میشه که دختره شگفت انگیزه معمولی که هیچ شهرت 


وپولی نداره ومعروف شده به دختر شگفت انگیزه معمولی  اون باشجاعت تمام یک پسره بی گناهو از 

دست بچه های پول دار بی رحم  نجات داده خصوصا از دبیرستان  مشهوره شین هوا ومردم تظاهرات 

میکردن لعنت برشینهوا وf4 میگفتن دیگه به این دبیرستان نمیرن  رئیس دبیرستان این اخبارو از 

تلوزیون میبینه وعصبانی میشه وبه منشیش میگه ببین این اخبار از کجا درز کرده واون دختره را برسیه 

دبیرستان کن  شیایو میره خونشون ومیبینه که یک آقا (همون منشی رئیس که نه صاحب دبیرستان 

)امده  ومیگه شما برسیه شدید وپدرو ومادرش وبرادرش خوشحالی میکنن ومیگن تو میری به 

دبیرستان ومیتونی کلاسه  ووشوتو ادامه بدی اونم میگه من نمیام خانوادش ناراحت میشن ومنشی 

میگه مامنتظرشماهستیم خانم شیایو  ومادرش میره دنبالش تادرب خروج ومیگه من دخترمو اماده 

میکنم تا بیاد فردای اون روز پدرشیایو اونو تا دبیرستان با ماششین خشکشوییش میبره  وشیایو میره 

تو دبیرستان با اون یونیفرمه زیبا وگرون قیمت  شینهوا  ودنبال سالن ووشو  میگرده که درمحوته  باغ 

دبیرستان چشمش به یک پسره خیلی زیبا میخوره که داره به آرامی ویالون میزنه وشیایو هم نگاهش 

میکنه  ویک دفعه اون پسره متوجه حضوره شیایو میشه وشیایو میگه ببخشید من دنبال سالن ووشو 

میگردم اونم با انگشت اشاره میکنه که کدوم طرفه کلاسه ووشوشیایو با لبخند  میگه شما به کارتون 

ادامه بدید وبعدش میره .یک نفر باهلکوپتر وارد دبیرستان میشه ویک پسره خوشتیپ ازش میاد 

پایین(جین)  شیایو وارده سالن دبیرستان میشه وداره میره که همه بچه ها جیغ وداد میکنن   ومیگن

f4امده شیایو میره جلو وببینه چه خبره ومیبینه 4 پسره خوشتیپ وخوشقیافه وپولدار وارده سالن شدن 

ویک نفرشون جلوتراز همشونه ورئیسشونه شیایو هم نگاهش بهشونه که چشمش میخوره به همون 

پسره که توباغ  دیدش وهمینطور نگاهش میکنه رئیسشون  توقف میکنه وبه یک پسره که مثل اون 


لباس پوشیده میگه تا 30 ثانیه بهت فرصت میدم اونم میگه چی!اونم میگه وقتت تمومه به یکی از 

دوستاش میگه هنوزاز آب میوت چیزی مونده اونم میگه بله ازش میگره ومیریزه روی پیراهنش 


وبادوستاش میره مغرورانه شیایو هم  که تاحالا نظاره گر بود وقتی اون 4تا پسرمیرن میگه عجب 

دیوونه مریضی  که سه تا دختر افاده ای میان جلو ومیگن مواظب حرفات باش اونم میگه بله !اونا 

میگن حق نداری به f4ماتوهین کنی دختر معمولی وبعدش میرن .شیایو درمحل کارش بادوستش آلیسا 



صحبت میکنه  ومیگه اونا چهارتا گل زیبا نیستن چهارتا پشه مزاحمن که من بادستام لحشون میکنم 

آلیسا میخنده شیایو تو خونشون داره سیب میخوره که برادرش میگه بیان f4براتون معرفی کنم

خوب یکیشون اسمش لی هست ومیگه اون سفالگره ومعروفه به شاهزاده زیبایی  که خیلی مشهور 


وپولداره وچندتا موزه سفالگری داره وپدروپدر بزرگش هم سفالگرهستن خوب بعدی اسمش 

هوارانگه(همونه که  آبمیوه دادبه دوستش) که کمربند مشکی تکواندو دانه 8 راداره اونم جدوآبادش به 


موآفیا مربوطن خیلی پولداره وتو هنرهای رزمی خیلی شهرت داره  خوب بعدی اسمش  شین کامیا  که 

نوه رئیس جمهوره قبلی هستش وپدرومادرش تو یک صانحه تصادف کشته شدن (همونه که شیایو 

درهنگام ویالون زدن نگاهش کرد )میگه اینم معروفه به پسری آرام وغمگین  وپولدار.خوب حالا بریم 


سراغ اصلیترینشون میگه اسمش هست جین کازاما که خیلی پولداره ووارث شرکت شینهواست . این 

چهار پسره زیبا معروفن به f4 چهارگله زیبا .شیایو دربالکن کلاسه درسش  جیغ وداد میکنه ومیگه f4من 

شما


رانابود میکنم جین کازوما خصوصا تورو  وفریادوجیغ میزنه که شین کامیا که وان پایین خواب بود 

بیدارمیشه ومیاد بالا وشیا یو که متوجه حضورش میشه سرشو از خجالت میندازه پایین ومیگه 

ببخشید نمیدونستم تو اینجایی وشین کامیا میگه همه را راست گفتی گفت چی!گفت 

چقدرسوصدامیکنی نذاشتی بخوابم  بعدش میره ومیگه اصلش کازاماس نه کازوما اونم سرشو میندازه 

پایین دوباره شیایو میخواد بره کلاسش که دخترا جیغ میزنن ومیگنf4  مثل همیشه جین جلو وشین 

کامیا سمت چپ جین وهوارانگ ولی سمت راست  جین داشتن  وارد میشدن که یک دختر باکیک 

ایستاده وبه جین نگاه  خیره شده ومیگه  اینو خودم  برات پختم قلبه منو بپزیر جین کیکو ازش میگره 

وهمه تعجب میکنن که جین کیکو گرفته واون سه دخترناراحت میشن خوب جین به کیک نگاه میکنه 

واونو محکم میزنه توصورت دختره  شیایو متعجب میشه  وبچه ها خندیدن  به صورته دختره واون 

سه دختر خودشونو جلو میندازن ومیگن جین هرچیزیو نمیخوره بایدکیکی بخوره که دستور پخت 

مخصوص داشته باشه جین دستمال یکی  ازاونا برمیداره ودستشو پاک میکنه ودستمالو میندازه زمین 

واون دخترا با ذوغ وشوق سردستمال دعوا میکنن واونو بو میکنن که جین بهش دست زده خوب 4تا 

گل پسرمیرن که شیایو جلوشون سبز شدهه وبه جین خیره شده وجین نگاه میکنه ومیگه تو کی 

هستی چیزی میخواهی بگی دوستاش نگاهشون به شیایو شیایو  انگشتشو اشاره میکنه طرفه جین 

ومیگه تو چطور انقدر مغرور وخودخواهی میتونستی کیکو رد کنی چرا اینکارو کردی عوضی .خوب جین 

به شیایو میگه چیزی میخواهی بگی اونم از فکرمیاد  بیرون (همش فکر بود)شیایو میگه نه  وراهو باز 

میکنه اونا برن کامیا از کنارش رد میشه ومیخنده . شیایو سخت درحاله تمرینه ووشو هست که یک 

دختر زیبا شیایو را میبینه ومیگه  من لی لی هستم  منو به عنوان دوستت میپزیری شیایو هم 

خوشحال میشه وقبول میکنه  خوب دوتاشون با خوشحالی تمام بستنی میخورن وقدم میزنن درحیاط 

مدرسه که لی لی عقب عقبی میره وشیایو میگه مواظب باش لی لی با بستنیه تو دستش میوفته  روی 

کفش جین وکفشش خراب میشه وهمه 4 تابه پسربه این صحنه  خیره میشن (آخه جین معروف بود 

به آزارواذیت بچه های ضعیف)خوب لی لی بلند میشه ومیگه ببخشید جین اوپا (دختران کره به 

دوست پسرشون میگن اوپا تو این دبیرستان هم که همه عاشقه جین بودن) جین میگه ببخشید!اگه 

همه چیز بایک عضرخواهی حل میشد احتیاجی به قانون وپلیس نبود لی لی میگه من یک مثل همینا 

را برات میخرم جین میگه تو از من پولدارتری این کفش توسط یک هنرمند فرانسوی ساخته شده این 

اندازه پول نداری  لی لی میگه هرکاری بگی میکنم جین میگه هرکاری اونم میگه بله جین پاشو میاره 


جلو وبه لی لی میگه بستنی روی کفشمو بلیس لی لی ناراحت میشه ومیگه بله!دوستاش لبخند میزنن 

وشیایو ناراحت لی لی به شیایو نگاه میکنه شیایو میاد جلو وبه جین میگه نمیخواهی تمومش کنی 

اونم میگه این دیگه کیه که به کاربقیه  دخالت میکنه  میگه هی سال  دومی یاد نگرفتی روی خوشی 

دیگران پانزاری شیایو میگه اون دوستمه تو معنیه دوست ودوستیو میفهمی جین میگه دوست ! کامیا 

به شیایو نگاه میکنه ولبخند میزنه هوارانگ درگوش جین یک چیزی میگه جین میگه هان تو همون 

آشغاله شگفت انگیزی وقتی درموردت شنیدن فکرکردم باید خیلی جذاب باشی ولی انگار ناامیدم کردی 

شیایو میگه باعث خوشحالیه که ناامدیت کردم   جین میگه باشه بزار طعم دوستیو بچشیم به شیایو 

میگه توبه جاش بلیس  لی لی نگران میشه ودوستای جین لبخند میزنن شیا یو خم میشه وتظاهر 

میکنه که میخواد بلیسه بعد بلند میشه وبستنیو محکم میزنه توصورت جین همه متعجب میشن از 

کاره شیایو (هیچ جرعت نداشت تو این دبیرستان با جین اینکارو بکنه )جین میوفته زمین ومیگه 

چیکارکردی دوستای جین میخندن ولی لی میترسه شیایو میاد جلو ومیگه من از تو پولدار ترم چی؟ 

توخودت همه اون پولارو درآوردی من از همه اون پچه پولدارای مغرور که زالوی پشت پدرمادرشونن 


بدم میاد بعد دشتشو میکنه تو جیبش وپول درمیاره ومیریزه روی سرجین ومیگه من برات ارزون 

حساب کردم اگه لکش نرفت بیا به خشکشویی خودمون بعد  داره میره که برمیگردهه وبرچسبه 

خشکشوییشونو میزنه روی پیشونی جین ومیره  دوستای جین میخندن وجین میگه اون چه غلطی 

کرد وبرچسبو میکنه .

ادامه دارد.................

موضوعات: داستان تیکن ،
[ پنجشنبه 17 تیر 1395 ] [ 06:06 ب.ظ ] [ Jill VALENTINE ] [ نظرات () ]
جین وشیایو
[http://www.aparat.com/v/MjlJf]

موضوعات: کلیپ تیکن ،
[ سه شنبه 15 تیر 1395 ] [ 10:50 ب.ظ ] [ Jill VALENTINE ] [ نظرات () ]
مبارزه لینگ شیا یو با هیروشی میشیما
[http://www.aparat.com/v/6fELo]

موضوعات: کلیپ تیکن ،
[ سه شنبه 15 تیر 1395 ] [ 01:02 ق.ظ ] [ Jill VALENTINE ] [ نظرات () ]
تیکن
[http://www.aparat.com/v/7a3Du]

موضوعات: کلیپ تیکن ،
[ دوشنبه 14 تیر 1395 ] [ 11:25 ب.ظ ] [ Jill VALENTINE ] [ نظرات () ]
لینگ شیایو
[http://www.aparat.com/v/RSMZz]

موضوعات: لینگ شیایو ،
[ دوشنبه 14 تیر 1395 ] [ 11:22 ب.ظ ] [ Jill VALENTINE ] [ نظرات () ]
لینگ شیایو جونم
[http://www.aparat.com/v/w8nf5]

موضوعات: کلیپ تیکن ،
[ دوشنبه 14 تیر 1395 ] [ 11:21 ب.ظ ] [ Jill VALENTINE ] [ نظرات () ]
جین وشیایو

ادامه مطلب

موضوعات: جین وشیایو ،
[ دوشنبه 14 تیر 1395 ] [ 12:51 ق.ظ ] [ Jill VALENTINE ] [ نظرات () ]
آخرین مطالب
صفحات سایت